خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ دستهٔ ‘‫‫رو یا’

‫اما گو یا او مرا نمی دید ،
برای خود ، از رو یاهاش صحنه می چید
‫خود را آزاد می دانستم ، ولی نمی توانستم بسو یش برَوَم
‫گوئی ناپیدا بَند ِ شرم ، بسته است ، همه دوُر و بَرَم

نوشته را کامل بخوانید »