جهانی برای همه – ۲

جهانی برای همه – ۲

..

در این دو سه روز گذشته، صحبت از خرید کارخانه اتوموبیل سازی اُپل آلمان توسط

شرکت پژو و سیتروئن فرانسه است. کارگر ها با نگرانی از این خرید و فروش صحبت

می کنند، چون شرکت های خریدار و فروشنده با کارگران و یا مدیران شورای کارگران

صحبت نکرده اند.

کارگران نگران هستند که با یکی شدن صاحب و خریدار این دو مارک اتوموبیل، تعدادی

از کارگران شغل خود را از دست بدهند و بی کار شوند.

.

هدف می بایست  این باشد که تولید در همه کشور ها از نوع تولید اتوموبیل، با

در نظر گرفتن احتیاج جهانی ادامه پیدا کند و رقابت یک کارخانه اتوموبیل سازی برای

فروش بیشتر نباید باعث ورشکستگی و بسته شدن ِ کارخانه ای دیگر برای

اتوموبیل سازی بشود، بلکه سازمان و اداره ای جهانی، شرکت های اتوموبیل سازی را

هماهنگ کند و بهترین های هر کارخانه ای را برای همه اتوموبیل ها استفاده کنند

و تولید ها را در حدی کنترل کنند که همه کارخانه ها بطور نسبی و متوسط، کار

برای اتوموبیل سازی را داشته باشد تا کارگران بی کار نشوند.

در سال، با سود کم بودن بهتر است از اینکه با اخراج تعدادی کارگر، سود کارخانه ها

بیشتر و بیشتر شود.

نگهداری کردن از شرایط کار و بر سر کار نگه داشتن کارگران، هدفی انسانی و اجتماعی

و بشر دوستانه است. کارگران و خانواده هاشان با داشتن کارشان، محیط سالم تری

برای ادامه زندگی و سلامت جامعه خواهند داشت.

.

کم کردن هزینه ها را می توان با استفاده از تعداد کم تری از موتور ها که کارکردشان

خوب بوده است، انجام داد.

هر کارخانه صد ها موتور با شماره های مختلف دارد که می توان از تعداد کم تری موتور

استفاده کرد، در نتیچه هزینه قالب سازی و تولید صد ها قطعه مختلف برای موتور

هائی با توان و بازدهی تقریبن یک سان کم می شود.

.

چندی پیش به دنبال خرید قطعه ای برای تعمیر موتور اتوموبیل رنو  می گشتم، بیش از

بیست نوع موتور بود که این قطعه به آن می خورد و بیش از ده نوع موتور بود

که ۵۵ کیلو وات توان داشت ولی شماره موتور آن با دیگری فرق داشت.

چه لزومی دارد که موتور های مختلف ولی با توان و قدرت یکسان، با شماره های مختلف

وجود داشته باشد؟  دو یا سه نوع موتور با توان و قدرت یکسان کافی است.

هر کدام از این موتور ها طراحی، محاسبه و قالب سازی لازم دارد و برای هر موتور

صد ها وسیله دیگر که با موتور هم قدرتش فرق دارد نیز بایستی طرح ریزی، محاسبه

و قالب سازی داشته باشد تا ساخته شود و این هزینه ای زیادی هست که می توان

صرفه جوئی کرد و کارگران را اخراج نکرد و نگه داشت.

بی کار شدن کارگران، فشاری بر دولت و جامعه هست، یک از نظر روانی و سلامت روحی

نگران کننده هست، دوم کم شدن گردش پول و جریان آن مشکل ساز می شود.

.

دولت ها، مالیات بیشتری از سود بیشتر کارخانه ها می گیرند، ولی همین

پول را بایستی برای کارگران بی کار و هزینه درمان یا هزینه های دیگر

بی کاران خرج کنند، با این تفاوت که کارگر بی کار روحیه ای مناسب ندارد.

پس بهتر آن است که کارگران بر سر کار خود باشند که در این صورت، دولت

از درآمد کارگران مالیات می گیرد ولی کارگران شاغل احساس روحی شان بهتر است.

.

مشغول داشتن کارگران بیشتر، مهم تر هست از سود بیشتر کارخانه ها.

..

سوز

۲۸ بهمن ۱۳۹۵ – 16.02.2017

اعتراض های مردمی

اعتراض های مردمی

..

بفرمائید این هم از امریکا، کشوری که به مهد آزادی معروف است.

می گویند در امریکا آزادی‌ِ بیان هست و هر کسی می تواند عقیده خود را آزادانه بیان کند

و کسی هم مزاحم او نمی شود.

خب آقای ترامپ برنامه ی سرویس خدمات پزشکی را که اوباما به راه انداخته بود، باطل

اعلام کرد ولی هیچکس از این مردم چند صد میلیونی به این کار که بر خلاف رفاه و بهداشت

مردم در سطح جامعه بود اعتراض نکرد، تظاهراتی بر علیه آن نشد.

آیا مردم امریکا خواب هستند یا می ترسند و یا اینکه مدیا های امریکا با خبر های داغ  و

بی پایه ای دیگر، چنان فکر ها را مشغول کرده اند که مردم متوجه این توقف در برنامه بهداشت

و درمان همگانی نشده اند و یا اینکه اصلن در اخبار امریکا، برای امریکائی ها گفته نمی شود؟

یعنی خبرهائی که ما در خارج از امریکا می شنویم،

با سانسور خبری در خود امریکا پخش نمی شود.

.

آیا امریکا کشوری دموکراسی است که رئیس جمهور، آنچه را که مردم می خواهند، بایستی

انجام دهند، یا یک کشور دیکتاتوری است، یعنی هرچه رئیس جمهور بخواهد، مردم باید

قبول کنند و انجام دهند؟

آن ها که به مردم ایران ایراد می گیرند و با بی ادبی و توهین، مردم ایران را بی عرضه

و بی خیال می خوانند، که چرا در مقابل ملا‌ها کاری نمی کنند، حالا بیایند و بگویند که

مردم امریکا هم بی عُرضه و بی خیال هستند که در مقابل کارهای غیر معقول رئیس جمهور،

هیچ راه پیمائی برای اعتراض نمی کنند.

در ایران مردمی را که اعتراض می کنند شناسائی کرده و دستگیر می کنند و بعد به

زندان اوین می برند یا کهریزکی می شوند. در امریکا که آزادی هست و

چنین کاری نمی شود با مردم کرد.

.

مردم امریکا به خانم کلینتون سه میلیون رای بیشتر دادند، ولی سیستم رای گیری در

امریکا جائی دارد که چیزی شبیه مجلس خبرگان ایران است و این جا… تشخیص داد که

با وجود رای بیشتر خانم کلینتون، باز هم بایستی آقای ترامپ رئیس جمهور شود؟

آیا این تعداد افراد تشخیص مصلحت نظام امریکا، چند نفر هستند و چرا حالت ولایت فقیه را

برای مردم امریکا اجرا می کنند؟

این گروه‌‌‌‌ مجلس خبره ‌گانِ انتخابات یا تشخیص مصلحت نظام امریکا، مثل ولایت فقیه

عمل می کند و می گوید شما که بیشترتان رای به کلینتون داده اید، نمی فهمید و

ما برتر های جامعه، که عقل مان بیشتر می رسد، می گوئیم که رای شما « زرشک »

بی خود است و ما تشخیص می دهیم که آقای ترامپ صلاحیت دارد که رئیس جمهور بشود

و شما مردم بیخود به یکی دیگر رای داده اید، ما صلاح شما را بهتر از خود شما می دانیم!

بنابر این رای شما را بی اعتبار می کنیم و خودمان رای می دهیم که کلینتون با وجود سه میلیون

رای بیشتر، رئیس جمهور نشود و ترامپ با سه میلیون رای کمتر، رئیس جمهور بشود.

.

مگر ولایت فقیه و مجلس خبره گان در ایران غیر از این را انجام می دهند؟

آن ها هم برای رای مردم ارزش قائل نیستند و برای مردم تصمیم می گیرند

و رئیس جمهور تعیین می کنند.

.

بزرگ سرمایه داران کشور ها، آنچه را که می خواهند، با وکیل و وزیر به صورت تبصره

و ماده قانونی، رسمی می کنند و انجام می دهند.

طرح بهداشت همگانی به نفع همه مردم است، یعنی بیشتر مردم از این طرح برخوردار

می شوند و برنامه بهداشتی و درمانی شان به صورت سازمان یافته تر

و ارزان تری اجرا می شود.

شرکت های بیمه و داروئی،  مخالف این برنامه بودند که

همه مردم تحت پوشش پزشکی ارزان تر قرار بگیرند.

آقای اوباما این طرح را امضا کرد ولی این رئیس جمهور بی تجربه و خام و غیر سیاسی،

دستور داد که اون طرح بهداشت همگانی را بی اعتبار کنند و مردم مثل زمان های جلوتر،

هر چه که صندوق بیماری برایشان می گوید انجام دهند.

..

سوز

۱۶ بهمن ۱۳۹۵ – 04.02.2017

 

جبران کم آبی ۳

جبران کم آبی ۳
..
دو بنیاد «هاینریش بل» در آلمان و «اسمال مدیا» در انگلستان با انتشار یک گزارش مشترک ١۶٠
صفحه ای هشدار دادند که بحران آب همواره مناطق بیشتری از ایران را غیرقابل سکونت می‌کند.
 .
مقامات ایرانی می گویند:
بارش‌ ها در ایران به ۷۵ درصد بارش‌های نرمال کاهش یافته است…
خشک‌سالی‌ های چند سال گذشته در ایران: «سه چهارم كشور در ناحيه كاملا خشک قرار دارد
و بارش‌هایی بين ۵۰ تا ۱۰۰ ميليمتر را تجربه می‌كند…
دوره خشک‌سالی در اغلب استان‌های ایران از میانگین معمول در دهه‌های گذشته طولانی‌تر شده
و از مرز ۱۵ سال گذشته است.
هفت شهر کرمان، زاهدان، بندرعباس، مشهد، یزد، اصفهان و بوشهر در صدر شهرهای در معرض
بحران آب در سال آینده هستند.
………
چه باید کرد؟
با توجه به خلاصه خبر ها که در بالا آمده است، انتظار رسیدن آب از آسمان یعنی باران و برف را برای
جبران کم آبی، بایستی فراموش کرد و امیدی به آن نیست.
در ۱۵ سال گذشته میزان بارندگی تا ۷۵ در صد کمتر شده است، شاید گرمایش زمین یکی از علت
های اصلی باشد.
 .
در هر صورت امیدی به بارش آب از آسمان برای جبران کم آبی نمی توان داشت.
انتقال آب از دریای خزر که دریاچه ای بزرگ است ولی محدود و بسته و به دریا های دیگر راه ندارد،
دارای دو مشکل بیشتر است، یکی شورتر بودن آبش از دریای آزاد است و دومی همسایه های
دریای خزر هستند که آن ها هم با برداشت آب از دریای خزر یا رود ارس مخالفت می کنند.
 .
آنچه قابل انجام شدن است و سریع ترین راه به نسبت راه های دیگر است، پمپ کردن آب از
دریای عمان و خلیج فارس به دریاچه ها و تالاب های خشک شده و یا در حال خشک شدن است.
آب خلیج فارس و دریای عمان نمک کم تری نسبت به دریای خزر دارد و مثل دریای خزر مدعی
و مخالف برداشت آب ندارد، چرا که آب به مقدار زیاد با پمپ های قوی و لوله های بزرگ آب از
دریای عمان به تالاب جازموریان و دریاچه هامون و دریاچه  های دیگر، پمپ خواهد شد.
 .
در اثر گرمایش زمین و بالا آمدن آب دریاها، بسیاری از ساحل های کشور ها و جزیره ها به زیر آب
می روند و این کشور ها دارند برای بیست سال آینده برنامه ریزی می کنند که جلوی دریا هاشان
سد هائی درست کنند که از ورود و بالا آمدن آب به ساحل های شان جلوگیری کنند.
چه بسا کشور ها و جزیره هائی که در خطر به زیر آب رفتن قرار دارند بایستی به این پروژه ها
کمک کنند که با پمپ کردن آب از دریا ها، مقداری از بالا آمدن آب دریاها جلوگیری می کنند.
 .
شاید لازم باشد که بعد ها دریاچه های مصنوعی دیگری هم در جاهای دیگر درست شود، ولی
در حال حاضر لازم ترین و واجب ترین کار، باز سازی و نگهداری کردن از همین دریاچه ها و تالاب
هاست که بین هفت شهر کرمان، زاهدان، بندرعباس، مشهد، یزد، اصفهان و بوشهر است.
 .
هزینه برای پمپ کردن آب از دریا به خشکی زیاد است و زمان زیادی هم لازم دارد، ولی
تنها راه ممکن ، عملی، سریع و مناسب با شرایط امروز است.
..
سوز
۱۰ بهمن ۱۳۹۵ – 29.01.2017

سبزه های هفت سین را بکاریم

سبزه های هفت سین را بکاریم
..
سبزه های هفت سین را که با خود به صحرا ها و جا های خوش آب و هوا می بریم، در

کنار نهر ها و جوی ها و رود خانه ها و جا هائی که امکان رشد گیاه وجود دارد، بکاریم.

اگر این عدس ها و گندم ها و… در بیرون و در هوای آزاد بودند، یخ می زدند و به هدر

می رفتند، با پرورش آن در محیط داخل خانه، به سبز شدن آن مطمئن می شویم و در

روز «سیزده بدر» آن سبزه را با خود به صحرا برده و می کاریم که برای پرنده گان و

حیوانات، دانه و برگ و ساقه های این گیاهان، خوراکی مناسب خواهد شد.

سبزه های هفت سین را عاقبت به خیر کنیم.

با خود بیلچه های باغبانی همراه ببریم و از فرزندان بخواهیم و به آن ها نشان دهیم

که با کاشتن ِ سبزه های عدس و گندم و ارزن… در کنار آب، به رشد ِ سریع ِ گیاهان

خوراکی کمک می کنید و حیوانات و پرنده های وحشی، بعد ها می توانند از این محصول

استفاده کنند.

با کاشتن سبزه های هفت سین در کنار آب روان ها، به رشد گیاهان کمک می شود،

خوراک برای پرنده گان و چرنده گان مهیا می شود. بچه ها و مردم یاد می گیرند که

برای حفظ طبیعت در فکر و تلاش باشند.

آمار می گوید که سالانه با فرض سبز کردن برای هر خانوار صد گرم گندم،

حدود ۲۳۰۰ تن گندم به هدر می رود.

این چند هزار تُن عدس و گندم سبزه شده را پس از سیزده بدر، در زمین های قابل

رشد گیاه بکاریم که چندین برابر بیشتر، عدس و گندم برای حیاط وحش تولید شود.

اگر به فرض یک سوم از این سبزه های هفت سین، سبزتر شود و محصول بدهد، خیلی

بیش از آنچه که کاشته شده است، محصول به دست می دهد،

که خود یک پیشرفت است و هدر دادن نیست.

این کار کوچک، یعنی کاشتن سبزه های هفت سین در صحرا ها و کنار آب ها و مزرعه ها

و باغ ها، یک سنت بسیار نیکو می شود برای کمک به طبیعت و حیوانات و پرندگان.

برای کمک به نگهداری و رشد و حفظ طبیعت کوشا باشیم.

..

سوز

اول بهمن ۱۳۹۵ – 20.01.2017

———–

#سیزده_بدر ، #سبزه، #هفت_سین، عید نوروز ، حیات وحش، پرنده گان، چرنده گان،

گندم، عدس، ارزن، شاهی یا تره تیزک،

http://www.vareshnews.ir/detail/News/10819

در این ایام حدود 23 میلیون خانوار جمعیت  ایران عزیز تهیه سبزه عید  مشغول می

باشند بنا بر این باشد که هر خانوار ایرانی حدود 100 گرم گندم مصرف کند می شود

به عبارتی 2300000000 گرم  یعنی 2300000 کیلو گرم  معادل 2300 تن  .

اگر قیمت هر کیلو گندم 1500 تومان میشود 3450 میلیون تومان .

… به جای سبزه گندم می توان از دانه های سبزی استفاده کرد که

بعد از سیزده قابل استفاده باشد.

…………..

http://www.khabareruz.ir/news/175984

که اگر هر یک از 24 میلیون و 766 هزار خانوار ایرانی حدود 300 گرم گندم برای سبزه سفره هفت‌سین

خریداری کنند، در واقع بیش از 7400 تن گندم به سبزه و بعد از 13…

………………

وی با بیان اینکه هر خانوار ایرانی برای سبزه عید 200 تا 300 گرم بذر گندم یا دیگر حبوبات

می‌کارد و هر کیلو بذر حبوبات هم برای تبدیل شدن به سبزه نیاز به 1500 لیتر آب دارد، گفت:

با این حساب سالیانه چهار تا شش میلیارد لیتر آب برای کاشت سبزه عید هدر می‌دهیم.

http://orq.ir/news/post/22402

………….                     ………………………..                 ……………

نامه اصغر فرهادی به رئیس جمهور

نامه اصغر فرهادی به رئیس جمهور

..

آقای اصغر فرهادی نامه ای نوشته است از روی دلسوزی نسبت به یک گروه از مردم

گرفتار ایران و این نامه تشویق و حسادت عده ای را بر انگیخته است. بیشتر تشویق

کننده‌ گان، در دلشان و پیش خودشان آقای فرهادی را تشویق می کنند ولی

نه در روزنامه ها و صفحه های اجتماعی.

اما حسودان بطور غیر مستقیم و مخالفان مستقیم ، به ایشان حمله می کنند، حمله های

مستقیم خب آشکار است و موضع نویسنده اش معلوم می شود، ولی عده ای آنچه را که

خود نمی کنند و نکرده اند و یا جرات انجام آن را ندارند، از آقای فرهادی توقع دارند

و گویا از ایشان طلب کار هستند!

مثل:

نامه ای که به آقای روحانی نوشته اند، اگر از روی «حسابگری» و یا « بده بستان‌ ها در

عرصه سینما و لطمه به جایگاه این صنف…»‌ نیست! می توان به ایشان تبریک گفت!

به دوستان تان بگوئید در حراج های هنری ساختگی شرکت نکنند!

به این معنا جناب آقای فرهادی… بد نیست مرز خود را، با جریان‌ های سیاسی‌ اقتصادی و

فرهنگی‌ ای که به تثبیت اختلاف طبقاتی، رواج پول شویی و … کمک می‌کنند، پر رنگ‌ تر کنند.

ترتیبی اتخاذ کنند که قرارداد حق پخش فیلم «فروشنده» با … فسخ شود.

آقای فرهادی به آن ها که اصطلاحا» «هنرمندان» نامیده می‌شوند، توصیه کنند

که با غارتگران بیت‌المال، و آقازاده‌ ها همکاری نکنند.

از دو بازیگر فیلم فروشنده… بخواهند از دستمزد های میلیاردی ‌شان، صرفنظر کنند.

از مشهور های صنف خود بخواهند که چنین کنند و چنان نکنند.

از اعتبار بین‌ المللی که به واسطه «همه مردم ایران» به دست آورده‌ اند…

و نه از جلب رضایت مشتی خانم و آقای جشنواره‌ ای…

بدیهی ست، بیان ابعاد فاجعه ‌بار سیاست‌ های نو لیبرالی و …، از زبان ایشان می‌تواند

حجم گسترده‌ تری از نا آگاهان را نسبت به عمق فاجعه جاری در کشور حساس و آگاه کند…

****

معلوم نیست که این نوشته انتقادی در صفحه نگاه نخست در روزنامه جهان، نوشته از خود

نادر فتوره چی هست یا از مدرس علوم  سیاسی، دکتر هرسنی.

آیا نادر فتوره چی خود را پشت اسم این مدرس علوم سیاسی مخفی کرده است

و یا مقاله از  آقای هرسنی هست؟

اگر مطلب را آقای مدرس علوم سیاسی نوشته باشد که به دو دلیل نبایستی می نوشت:

یک، استاد علوم سیاسی است. دو، در ایران زندگی می کند و می داند که نمی شود

هیچکدام از این تمایلات نویسنده را از آقای فرهادی توقع داشت.

اگر هم خود آقای نادر فتوره چی نوشته است که پُر از عقده است و توقعات بی جا و تهمت.

آیا شما می توانید برای دوستان خود تکلیف تعیین کنید که چه بکنند که از آقای فرهادی

توقع آن را دارید؟

نه اتهام «از روی حسابگری» به فرهادی بزنید و نه تمایل به تشویق را نشان بدهید.

حالا توقع دارید که آقای فرهادی با سازمان ها در گیر شود که چرا پول شوئی می شود؟

در حالی که رهبر کشور گفت که این قضیه ها را کش ندهید، فرهادی چه کاره هست

که بتواند کاری بکند؟

فسخ قرار داد پخش فیلم، که کلی خسارت و زیان بدنبال دارد و چرا؟

از بازیکنان فیلم فروشنده بخواهد که دستمزد کار خود را نگیرند چون سرمایه گذاری

مشکوک است.

به هنرمندان بی احترامی کرده و آن ها را «به اصطلاح هنرمند» نامیده است.

مگر آقای فرهادی چه موقعیتی دارد که از هنرمندان بخواهد که چنین کنند و چنان نکنند.

خب، حالا که آقای اصغر فرهادی یکی از فاجعه ها را بیان کرده است، خیلی ها بیش از کیهان

شریعتمداری با بهانه هايی بیشتر، به آقای اصغر فرهادی تاخته اند که چرا چنین است

و چرا چنان نه…

/////

آقای اصغر فرهادی هنرمندی است که نامش و کارش برای ایران افتخار آورده است و

ما می بایستی به عنوان ایرانی به وجود ایشان افتخار کنیم و

نه اینکه با مخالفان ایشان هم صدا شویم.

آقای فرهادی به یکی از بلاها و مشکلات بزرگی که در ایران وجود دارد اشاره کرده است،

آیا شما انتقاد کنندگان به فرهادی، خودتان در جائی به یکی از این صد ها بلا و مشکل

ایراد گرفته اید و اعتراض کرده اید؟ مثل:

بیکاری مردم و فراوانی و ارزان بودن مواد مخدر در کشور و اعتیاد تعداد زیادی از مردم

و حتی بچه های مدرسه.

اختلاس های فراوان و همه جانبه در همه جای کشور و بی توجهی به اختلاس کننده ها.

هنوز خراب ماندن خوزستان نزدیک به سی سال بعد از جنگ با عراق و در همین زمان

آباد شدن مجدد لبنان با پول ایران.

کم آبی و بی توجهی های مسئولین به آب آشامیدنی آلوده و گل آلود در شهر های مختلف.

هزینه و خرج ساختن سی هزار خانه و بیمارستان و پنج مدرسه فقط در کشور مالزی، کاراکاس.

ساختن خانه ها و بیمارستان ها و جاده ها در کشور های مختلف جهان با پول ایران.

نداشتن امکانات در مدرسه ها و بیمارستان ها در بسیاری از نقاط کشور خودمان.

هزینه کردن بیش از دویست میلیارد دلار برای انرژی اتمی که از شعار های روز شده بود، –

انرژی هسته ای حق مسلم ماست. چی شد؟ همه را پوف کردند و به هوا دادند.

چندین مورد آشکار و درد آور دیگر که در این جا نوشته نشده است.

در کدام یک از این مورد ها، قدم پیش گذاشته و اعتراض کرده اید که حالا به یکی مثل

اصغر فرهادی که یکی از این درد ها را بیان کرده است، ایراد می گیرید و اعتراض می کنید

که چرا بقیه درد ها را نمی گوئی؟

جعفر پناهی به دلیل این که گویا می خواسته فیلمی بسازد که انتقادی و بر علیه ایران

می توانسته باشد به بیست سال محرومیت از فیلم سازی محکوم شد،

ممنوع الخروج از کشور و ممنوع المصاحبه شد.

این جا ایران است.

به اصغر فرهادی ها ایراد نگیرید، بفرمائید خودتان نامه بدهید و اعتراض کنید.

..

سوز

۱۵ دی ۱۳۹۵- 04.01.2017

 

چو مستان

چو مستان

..

بیا مستم کن ای ساقی، که مستان مِى به دست اند

که مستان، فارغ از فکر و مکان و جامه هستند

درون ِ یک فضای ِ بی جواب،‌ چون سایه هستند

گَهی این جا، گَهی جای ِ دگر، از باده مست اند

به فکر ِ مِی، نه شکل و روی ِ آن پیمانه هستند

كه با مِى، بى خود از فكرند وُ، آن باشند، كه هستند

و جام خود بلند آرند به، نوش…، با آن كه هستند

نه از دين اش به پرسند يا، كه را…، پيمان به بستند

همه بر يك نظر دارند، و آن، اين است كه مست اند

به هر، جایش که راحت تر نمود،  آن جا نشستند

نه در روی زمین، نه در هوا، نه خانه هستند

برای خواب، نه در فکر تشک، یا یک لحاف ِ ساده هستند

نه چون، عاقل نمایانی، گَهی این را، گَهی آن را پرستند

که از مست بد بگویند و، گَهی آدم، گَهی شیطان پرستند

به نازم حال مستان را، که در فکر و هوای حال هستند

..

۰۶ آبان ۱۳۹۵- 27.10.2016

فیدل کاسترو درگذشت

فیدل کاسترو درگذشت

..

یکی دیگر از انقلابی های معروف دنیا، از دنیا رفت. ۵ آذر – ۲۵ نوامبر.

آیا انقلاب برای مردم ِ کوبا خوب بود یا که بد بود.

آیا پنجاه و هفت سال در محرومیت و فقر، مردمی را به نام انقلابی بودن، نگه داشتن،

انقلابی بودن است؟

فیدل کاسترو که از زبان مردم، در پشت میکروفون می گفت: ما می میریم ولی از

انقلاب خود دست بر نمی داریم، آیا همه مردم، یا بیشترین ِ‌ مردم، خواسته های او را

داشتند، یا مثل… و دیکتاتوری های مشابه، حکومتی که با زور

بر مردم تحمیل شده است، عقیده ی خود را به نام  ِ … ما مردم…، تبلیغ می کرد؟

و وقتی صحبت می کنند، می گویند مردم ما این را می خواهند! چند در صد از مردم؟

.

هواداران ِ وظیفه ای، از سیستم سوسیالیزم ِ‌ حاکم بر کوبا، تعریف می کنند که

بهداشت و درمان مجانی یا ارزان داشت و… فقط همین.

آیا فقر همه جانبه، نبود آزادی در بیان و عقیده و سرکوب شدن هر عقیده ای که

به جز عقیده های رهبر است، آزادی و استقلال نام دارد؟

وقتی کوبا پایگاه های نظامی در اختیار شوروی قرار داد، یعنی وابسته هم بود.

کاسترو به علت بیماری خودش، اداره ی امور را به برادرش سپرد. یعنی… نه پارلمان

و نه مردم، هیچکدام دخالتی در انتقال رهبری نداشته اند.

یعنی دیکتاتوری از نوع انقلابی…

.

در حکومت سوسیالیستی در چین، در زمان مائو، حدود هشتاد میلیون انسان را کشتند

که مخالف انقلاب نامیده می شدند یا نام گذاری شدند.

در شوروی سوسیالیستی، حدود بیست میلیون نفر به نام مخالف در زمان استالین

کشته شدند.

و در همه این کشور ها از آلبانی کوچک تا شوروی و چین بزرگ، هر که موافق رهبر نبود،

مخالف آزادی خوانده می شد و سرکوب یا نابود می شد.

بایستی دید که آزادی و آزادی خواهی را چه کسی بر زبان می راند؟

آن که خود دیکتاتور است و می گوید ما مدافع آزادی هستیم، یعنی آزادی در سرکوب ِ

مخالفان خود را می خواهد و یواشکی یا آشکارا، مخالفان خود را از بین می برد و

بعدش می گوید ما آزاد و مستقل هستیم.

آزادی و استقلال که فیدل کاسترو به مردم کوبا داد، با حمایت از طرف شوروی

و اجازه پایگاه نظامی دادن به کشور «هم عقیده» شوروی، استقلال نبود،

عدم استقلال بود.

.

آیا مردم کوبا، با نگاه به گذشته ای که کاسترو ها مسلط بودند چه می بینند؟

عمر از دست رفته، فرصت های از دست رفته و عقب ماندگی های فکری و اجتماعی

و تکنیکی… یا گذشته ای پر افتخار در مبارزه با استعمار و خود کفائی؟

مثال از چاله در آمدن و توی چاه افتادن، برای این کشور ها برازنده است.

«پیش به سوی پیروزی» شعار کاسترو و برادرش بود.

به سوی کدام پیروزی پیش رفتند؟

حالت ِ جنگ با امپریالیسم و حرف های انقلابی از اصلاحات زدن، پیروزی عنوان می شد،

یا هر که با این عقیده و شعار های رهبری مخالفت می کرد به زندان می رفت و

خفه می شد،… این بود پیش به سوی پیروزی؟

..

سوز

۰۷ آذر ۱۳۹۵- 27.11.2016